بیوگرافی آرون شوارتز؛ نابقه اینترنت که خود را کشت
آرون شوارتز یکی از درخشانترین ذهنهای نسل اینترنت بود؛ هکر، برنامهنویس و فعالی که به آزادی اطلاعات باور داشت و حاضر نشد این باور را با پول، شهرت یا حتی امنیت شخصیاش معامله کند.
او در ۸ نوامبر ۱۹۸۶ در ایالت ایلینوی آمریکا به دنیا آمد و اولین فرزند خانوادهای یهودی بود. پدرش رابرت، بنیانگذار شرکت نرمافزاری «مارک ویلیامز» بود و در سازمانی برای جلوگیری از خشونتهای مسلحانه فعالیت میکرد. همین فضای خانوادگی باعث شد آرون از کودکی با کامپیوتر، برنامهنویسی و اینترنت آشنا شود. او دو برادر به نامهای نوح و بنیامین داشت.
آرون از همان کودکی نشانههای نبوغ را بروز داد. والدینش میگفتند او در سهسالگی خودش خواندن را یاد گرفته بود. در دوران دبستان دهها سایت برای موضوعات مورد علاقهاش راهاندازی کرد و با سیستم آموزشی مدارس میانه خوبی نداشت. او معتقد بود مدارس با آموزش اطلاعاتی بیربط، خلاقیت کودکان را نابود میکنند و آنها را به کارگرانی مطیع برای شرکتها تبدیل میکنند.

در دوازدهسالگی و دو سال پیش از تأسیس ویکیپدیا، سایت Theinfo.org را بهعنوان یک کتابخانه مشارکتی راه انداخت که کاربران میتوانستند اطلاعات مفید را بهرایگان در آن منتشر کنند. رسانههای آمریکایی آن زمان به خاطر سن کم او توجه چندانی به این پروژه نکردند، اما Theinfo.org جایزه ArsDigita را برایش به ارمغان آورد؛ جایزهای که به جوانانی داده میشد که سایتهای غیرتجاری و آموزشی مفید میساختند.
آرون در چهاردهسالگی در توسعه استاندارد فید RSS نقش مهمی داشت و سبک تازهای از وبگردی را پایه گذاشت. بعد از آن سراغ Infogami رفت؛ پلتفرمی که بعدها بخشی از ردیت شد. او پس از پایان دبیرستان به دانشگاه استنفورد راه یافت، اما بعد از یک سال تحصیل را رها کرد.
دلیل این تصمیم، شرکت در نخستین دوره کارآفرینی Y Combinator و آشنایی با بنیانگذاران سیستم توسعه محتوای Infogami بود. این مسیر در نهایت به ادغام با ردیت در سال ۲۰۰۵ رسید و آرون شوارتز امروز بهعنوان یکی از بنیانگذاران ردیت شناخته میشود؛ سایتی که حالا به یکی از بزرگترین پلتفرمهای دنیا تبدیل شده است.

اما آرون مثل بسیاری از گیکها نبود که برای فرار از دنیای واقعی به جهان صفر و یک پناه ببرد. مهمترین ویژگی او این بود که استعدادش در هک و برنامهنویسی را خستگیناپذیر در خدمت آرمانهایی مثل بیطرفی شبکه، آزادی اطلاعات و اصلاح قوانین کپیرایت قرار میداد.
او در راهاندازی سازمان غیرانتفاعی Creative Commons برای به اشتراک گذاری آثار، طراحی سایت Watchdog.Net برای ارائه اطلاعات عمومی، توسعه آرشیو OpenLibrary.org برای معرفی کتاب و گروه Demand Progress برای دفاع از آزادیهای مدنی همکاری کرد.

اصلیترین آرمان زندگی کوتاهش، آزادی دسترسی به اطلاعات بود. در سال ۲۰۰۸ بیانیهای با عنوان «مانیفست پارتیزانی دسترسی آزاد» نوشت و در آن از فعالان دیجیتال و غیردیجیتال خواست با مصادره مقالات و محتوای علمی و درخواست پول در ازای آن مبارزه کنند.
او فقط حرف نمیزد. در همان سال حدود ۲.۷ میلیون سند را از سامانه پروندههای الکترونیکی دادگاه آمریکا یا PACER دانلود کرد تا آنها را بهرایگان در اختیار همه بگذارد. این سامانه دولتی برای دانلود هر صفحه از اسناد ۸ سنت میگرفت، اما آرون و همفکرانش معتقد بودند این هزینه ناعادلانه است، چون اسناد دادگاه فدرال شامل کپیرایت نمیشوند.

PACER از او شکایت کرد، اما او در نهایت بیگناه شناخته شد. آرون در کمپین جلوگیری از تصویب قانون SOPA هم حضوری فعال داشت؛ قانونی که به بهانه مقابله با نقض کپیرایت میتوانست دست دولت را برای سانسور محتوا و تعطیلی سایتهای مخالف باز بگذارد. فعالیت این کمپین باعث شد ۱۱۵ هزار سایت صفحات خود را تغییر دهند و در نهایت SOPA تصویب نشد. آرون در سخنرانیای با عنوان «ما SOPA را متوقف کردیم» این پیروزی را نتیجه نقشآفرینی همه افراد دانست.
نقطه اوج فعالیتهای او، اما به ماجرای دانلود میلیونها مقاله از JSTOR مربوط میشود؛ آرشیو دیجیتالی نشریات و مجلات علمی که دانلود محتوای آن نیازمند حق عضویت بود. آرون اواخر سال ۲۰۱۰ از طریق یک لپتاپ به شبکه MIT متصل شد و با راهاندازی یک اسکریپت، میلیونها مقاله را دانلود کرد. او در آن زمان بهعنوان محقق در هاروارد فعالیت میکرد و میتوانست با حساب کاربری خودش مقاله دانلود کند، اما به دلایل نامشخصی این کار را با حساب مهمان و از MIT انجام داد. دانلود با اسکریپت هم خلاف قوانین JSTOR بود. فشار این اسکریپت به سرورهای JSTOR زیاد بود و این آرشیو حساب کاربری او را بست. آرون اما از پای ننشست و با حساب دیگری ادامه داد. JSTOR بعدها مدعی شد این کار به سیستمهایشان آسیب زده و دسترسی کل دانشجویان MIT به آرشیو را قطع کرده است.

آرون پس از بازگشت از کمپین انتخاباتی دموکراتها، لپتاپش را برداشت و آن را در یکی از اتاقهای محافظتشده زیرزمین ساختمان مستقیماً به سوییچ شبکه وصل کرد. او در مدتی کوتاه حدود ۵ میلیون مقاله دانلود کرد، اما برخی معتقدند این ماجرا یک تله بود؛ چون در اتاق قفل نبود، دوربینهای نظارتی او را شکار کردند و مأموران سرویس مخفی بهسرعت دستگیرش کردند. در ژوئن ۲۰۱۱ مسئولان JSTOR بهجای شکایت، با تحویل هارد دیسک و قید ضمانت با آزادی او موافقت کردند. با این حال در جولای ۲۰۱۱ یک هیئت منصفه فدرال او را به کلاهبرداری کامپیوتری، دسترسی غیرقانونی به اطلاعات یک کامپیوتر حفاظتشده و صدمه زدن تعمدی به یک سیستم حفاظتشده متهم کرد. در سپتامبر ۲۰۱۲ دادستانهای فدرال کیفرخواست تازهای تنظیم کردند که ۹ جرم دیگر از جمله سرقت را به اتهامات قبلی اضافه میکرد و میتوانست او را به نیم قرن زندان و یک میلیون دلار غرامت محکوم کند. JSTOR از شکایتش صرفنظر کرده بود، اما از این نقطه به بعد دولت آمریکا طرف اصلی پرونده بود؛ موضوعی که به باور بسیاری، ریشه در کینه سیاستمداران از فعالیتهای آرون علیه SOPA داشت.
این کشمکشهای حقوقی و رفتوآمدهای مکرر به دادگاه، روحیه آرون را تخریب کرد و هزینههای کلان وکالت او را وادار کرد از دوستانش قرض بگیرد. با وجود سه وکیل، دولت حاضر نشد او را تبرئه کند و حداقل خواستهاش ۷ سال زندان بود. آرون در همین حال با مشکلات جسمی ناشی از فشار روانی هم دستوپنجه نرم میکرد. سومین وکیلش به پیروزی در دادگاه امیدوار بود، اما در خبری تکاندهنده اعلام شد آرون شوارتز خود را حلقآویز کرده است. در ۱۱ ژانویه ۲۰۱۳، نامزدش ترن استاینبریکنر-کافمن جسد او را در آپارتمانش در بروکلین پیدا کرد. آرون ظاهراً خود را حلقآویز کرده بود، اما هیچ یادداشت یا نوشتهای درباره هدفش از این کار باقی نگذاشت.

در مراسم ختم آرون، پدرش که خود از کارشناسان دانشگاه MIT بود، مدعی شد پسرش توسط حکومت به قتل رسیده و MIT هم به اصول اساسی خود خیانت کرده است. پس از مرگ او، دادستانی اتهامات را لغو کرد، اما این کار او را به زندگی بازنگرداند. لارنس لسیگ، فعال سیاسی برجسته و استاد حقوق دانشگاه هاروارد، با انتشار بیانیهای با عنوان «دادستان قلدر» از حکومت خواست توضیح دهد چرا اینقدر مصمم بود آرون را مجرم معرفی کند.
brewster Kahle، بنیانگذار آرشیو اینترنت، نیز گفت آرون در راه ساختن دنیایی آزاد ثابتقدم بود و فقدانش او را در هم شکست. هکرها هم به انتشار بیانیه بسنده نکردند. گروه معروف Anonymous در ۱۳ ژانویه ۲۰۱۳ دو سایت متعلق به MIT را هک کرد و با نمایش مانیفست شوارتز از کاربران خواست مرگ او را به نمادی برای جنبش دسترسی باز تبدیل کنند. در ۱۸ ژانویه همان سال، سیستم ایمیل دانشگاه هم برای ده ساعت از دسترس خارج شد و در حملات بعدی، ترافیک MIT به سمت دانشگاهی کرهای هدایت شد.

کسانی که تجربه کار با آرون را داشتند، او را یکی از معدود برنامهنویسانی میدانند که هم روابط اجتماعی گرمی داشت و هم از نظر سیاسی فعال بود. دوستانش او را شوخطبع، باهوش و خوشرفتار توصیف میکنند. آرون شوارتز میتوانست مثل مارک زاکربرگ بر پایه دادههای کاربران یک امپراتوری بسازد و بهعنوان شخصیت سال روی جلد مجلات برود، اما راه آزادی اطلاعات برای همه را انتخاب کرد.

جمله معروفی که از او به یادگار مانده این است: «اطلاعات ابزار قدرت است، اما مثل دیگر اشکال قدرت بعضی آن را فقط برای خودشان میخواهند.» مرگ او، پرسشهای بزرگی را درباره عدالت، قدرت دولت و آینده دسترسی آزاد به علم باقی گذاشت؛ پرسشهایی که هنوز هم بیپاسخ ماندهاند و نام آرون شوارتز را به نمادی از مقاومت در برابر انحصار اطلاعات تبدیل کردهاند.